سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

191

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

است . گفته مىشود كه اين شيعيان سرسخت نه تنها پيوسته عليه دشنام‌گويى به على ( ع ) ، بلكه عليه حكمرانى معاويه نيز معترض بوده‌اند ، معاويه‌اى كه غاصب حقوق خاندان على ( ع ) و خلافت مىدانستند . و شعار آنها اين بود كه « خلافت جز در خاندان ابو تراب معتبر و مجاز نيست . » ( 84 ) درحالىكه زياد خود در بصره بود و كوفه توسط نايب او عمرو بن الحريث اداره مىشد آنان مكررا به مسجد مىرفتند و آشكارا معاويه و زياد را تقبيح مىكردند . هنگامى كه عمرو در بين يكى از خطبه‌هاى نماز جمعه خود كوشيد تا آنان را نسبت به عواقب وخيم اين طغيان آشكار ، آگاه سازد ، وى را سنگسار كرده و او را مجبور كردند تا به دار الاماره پناهنده شود . ( 85 ) تعداد حاميان تشيّع را مىتوان از اين خبر كه مىگويد : « نصف مسجد كوفه را از جمعيّت خود اشغال مىكردند » ( 86 ) حدس زد . بايد توجه داشت كه مسجد كوفه ظرفيت چهل هزار نفر جمعيّت را داشته است . زياد به مجرد آگاهى از اوضاع خطرناك منطقه از طريق نمايندهء خود در كوفه در حركت به سوى اين شهر عجله كرد . حاكم ( زياد ) ابتدا گروهى از رهبران يمنى متمايل به تشيّع را فرستاد تا ترتيب برقرارى قرار موقت را با حجر داده و وى را از خطر راهى كه مىرفت آگاه سازند . شهود كافى در مآخذ وجود دارد كه زياد از زمانى كه حكومت كوفه را در سال 51 / 671 به دست گرفت بيشترين همّ خود را به پيروزى بر حجر مصروف داشت . زياد ، اكنون به حجر مقامى را در شوراى ادارى پيشنهاد كرده بود و مايل بود تا موقعيّت حجر را در قبيله كنده بالا برد . با وجود اين ، هيچ چيز نمىتوانست موضع حجر را تغيير دهد . در واقع ، اگر مسأله تنها ماهيّت سياسى داشت ، بايد خاطرنشان كرد كه اكنون حاكم براى رضامندى حجر ، همهء امتيازات سياسى و پاداشهاى مادى را به وى پيشنهاد كرده بود . حجر از قبول هرگونه امتيازى از جانب معاويه خوددارى مىكرد و اين بدان علّت نبود كه امكان پيروزى برايش وجود داشته باشد تا پس از آن پيروزى احتمالى ، قدرت مستقلّى را بدست آورد . حجر مردى مسن بود و حتى اگر هم پيروز مىشد و مىتوانست حسين ( ع ) را به قدرت و خلافت برساند ،